توضیحات

تصویر وبلاگ

پروفایل مدیر وبلاگ
زمان در حال گذر است دریابش
هیچی ندارم بگم جز سبک چینش مطالب چطوریه
اول یک مطلبی( توبه نامه و شرح دلٰ داستان و....)
بعد یه عکسی که خودم گرفتم
بعدش هم بخشی از یک دعایی که برام قشنگترین دعا بوده + معنیش

لينکستان

نویسندگان

تبليغات
سخن روز

خجالتی های جمع را پیدا کنید و با آن ها همان طوری رفتار کنید که دل تان می خواهد با شما رفتار شود. با سوال های صمیمانه تان، آن ها را به صحبت کردن وادار کنید و جواب های شان را با رغبت بشنوید. این کار، هم برای معاشرتی تر شدن آن ها مفید است، هم برای خودتان یک تمرین تمام عیار مجلس آرایی است. شروع کنید و ببینید که چه قدر روی خودتان تاثیر می گذارد!

۴- وقتی به یک محفل رودربایستی دار، مثلا به یک مهمانی رسمی، دعوت می شوید، وقت تان را طوری تنظیم کنید که زود برسید. این نکته در عین سادگی، بسیار مهم است. حداقل فایده اش این است که با سنگینی فضای جلسه، زودتر آشنا می شوید و کم کم ترس تان از آن جمع می ریزد. امتحان کنید! وقتی یک جمع خلوت در حضور شما آرام آرام شلوغ می شود، حس خجالت تان خیلی کم تر است نسبت به وقتی که ناگهان به یک مجلس شلوغ وارد می شوید. معمولا آن هایی که دیرتر به چنین محافلی وارد می شوند، استرس بیشتری را پشت سر می گذارند و آن هایی که زودتر می رسند، راحت تر با تازه واردها ارتباط برقرار می کنند.

۵- از هم صحبت خود تعریف کنید. این که دیگر کاری ندارد. هم آسان است، هم فوق العاده موثر. اغلب آدم ها وقتی ازشان تعریف می کنید، ذوق می کنند و بیشترشان آن قدر ذوق می کنند که به هیچ قیمتی حاضر نمی شوند هم صحبتی با شما را از دست بدهند. البته هنگام اجرای این تکنیک باید مواظب مغزتان هم باشید؛ چرا که ممکن است جای دندان های کسی که از او تعریف کرده اید، رویش باقی بماند. ضمنا هنگام تعریف و تمجید از این و آن، به هیچ وجه لازم نیست دروغ بگویید. اگر کمی دقت کنید، مطمئنا در هر آدمی بالاخره یک چیزی پیدا می کنید که قابل تعریف باشد. البته تعریف های تان هم نباید خیلی بی ربط باشد. مثلا وقتی کسی دارد درباره یک موضوع فلسفی با شما صحبت می کند، خیلی بی ربط است اگر بگویید: پیراهن تان چقدر قشنگ است! مثلا بهتر است خودتان را به موضوع مورد بحث، علاقه مند نشان بدهید و از جالب بودن آن موضوع صحبت کنید.

۶- نقش آفرینی کنید. نقش آفرینی، یک اسلحه مخفی است که حتی مطمئن ترین و با اعتماد به نفس ترین آدم هایی هم که شما سراغ دارید، از آن بهره می گیرند. شما دل تان می خواهد وقتی به یک جمع وارد می شوید، چگونه رفتار کنید؟ مطمئن؟ با لبخند باز؟ صمیمانه؟ خوش برخورد؟ و…؟ خب، همه ی این ها را می توانید در خلوت خودتان و در مقابل آینه تمرین کنید. همه ی ما آدم ها کمی تا قسمتی بازیگریم. نقش آفرینی جلوی دوربین شاید کار آسانی نباشد (من واقعا نمی دانم سخت است یا آسان)؛ ولی نقش آفرینی در خلوت و در مقابل آینه را مطمئن هستم که کار آسانی است. تمرین های مکرر این چنینی، ناخودآگاه تان را به همان سمتی می برد که بیشتر تمرینش را می کنید و کم کم شما همانی خواهید شد که دل تان می خواهد.

۷- هیچ وقت هیچ کس را تحقیر نکنید و خصوصا در حضور جمع از چنین کارهایی پرهیز کنید. همه ی ما آدم ها به آرامش و کمک دیگران احتیاج داریم؛ نه به دشمنی و آزار و اذیت شان. مطمئنا وقتی شما کسی را تحقیر یا مسخره کنید، او هم به دنبال بهانه ای خواهد گشت تا این لطف شما را جبران کند! انرژی منفی برای این و آن نفرستید تا انرژی منفی برای تان نفرستند. موقع انتقاد کردن از این و آن هم، یادتان باشد که نباید از هیچ کس در حضور جمع با تندی و خشونت انتقاد کنید. وقتی ارتباط تان با دور و بری ها دوستانه و صمیمانه باشد، آن ها هم برای رفع این جور مشکلات و از جمله برای رفع این حس خجالت درونی به شما کمک خواهند کرد.

۸- خیلی هم ایده آل گرا نباشید! قرار نیست با هر جوکی که شما تعریف می کنید، همه غش و ریسه بروند. قرار نیست با هر حرفی که می زنید، همه به به و چه چه کنند. برای هیچ کس دیگری هم قرار نیست چنین اتفاقی بیفتد. مطمئن باشید که دیگران هم استانداردهای شان را این قدر دست بالا تعریف نمی کنند. وقتی در یک جمع حضور دارید، کسی از شما انتظار ندارد که فوق العاده باشید. برای جمع، این مهم است که شما با آن ها همراه باشید، فقط همین! این را هم یادتان باشد که خیلی از خانم ها و آقایان اصلا با آدم های پُرحرف و شوخ و مجلس آرا میانه ی خوبی ندارند و یک خبر خوب دیگر برای خجالتی های عزیز: سکوت و کم حرفی شما را معمولا به پای فروتنی، حجب و حیا و بزرگ منشی تان می گذارند و چه صفتی بهتر از این چند صفت؟ راستی یادتان باشد که، در ملاقات اول تان با هیچ کس زیاد حرف نزنید و اطلاعات شخصی تان را رو نکنید. چه ل***ی دارد؟ این کار را متاسفانه بعضی ها برای پنهان کردن آن حس خجالت درونی شان انجام می دهند، غافل از این که دیگران، این کار را غالبا این طور تفسیر و تعبیر می کنند که فاعلان این فعل، آدم های کم ظرفیت و سرخورده یا آدم های گوشه گیر و تنهایی هستند.

۹- ارتباط چشمی در برقراری یک ارتباط موثر، خیلی مهم است. حتما به چشم طرف مقابل تان نگاه کنید. چه وقتی دارید صحبت می کنید، چه وقتی که دارند با شما صحبت می کنند. این ارتباط چشمی را ترجیحا با یک لبخند ملایم و حالت دوستانه همراه کنید. اگر به هر دلیلی از برقراری یک ارتباط چشمی مناسب ناتوان هستید، سعی کنید به پیشانی طرف مقابل تان نگاه کنید. از معجزه ی نفس های عمیق هم غافل نشوید؛ چون به هنگام حملات استرس واقعا سودمند است. عادت کنید که با نفس های عمیق، آرامش را به وجودتان برگردانید. این تمرین را می توانید خیلی راحت در حضور جمع، بارها و بارها انجام بدهید. مطمئن باشید که هیچ کس نمی فهمد این کار شما چه معنایی دارد. باور کنید که اصلا کسی حواس اش به شما نیست. راحت باشید.

۱۰- اگر خجالتی باشید، احتمالا تنهایی را به فعالیت های جمعی ترجیح می دهید. خب، می توانید، از این فرصت مغتنم استفاده کنید و چیزی یاد بگیرید. آدم هایی که تنهایی را دوست دارند، معمولا روحیه شان با هنرآموزی جور است. روی یک هنر متمرکز شوید و آن را خوب یاد بگیرید. موسیقی، نقاشی، خطاطی و هنرهای دیگر، اعتماد به نفس تان را به وضوح افزایش خواهد داد. تا می توانید کتاب بخوانید و اطلاعات کسب کنید. روزنامه، مجله، برنامه های آموزشی، اینترنت و… به زودی، روزی می آید که باید حرفی برای گفتن داشته باشید. خودتان را برای آن روز آماده کنید.

۱۱- شکست های تان را تدبیر کنید. وقتی دارید برای کسب مهارت های ضد خجالت تلاش می کنید، یادتان باشد که مثل هر تلاش دیگری، ممکن است شکست هایی هم در سر راه تان باشد. ولی قرار نیست شما از میدان فرار کنید. تا رسیدن به پیروزی نباید دست از تلاش بردارید.

فراموش نکنید که نوابغ هم بارها و بارها در مسیر تلاش های شان شکست خورده اند؛ اما دست از کار نکشیده اند. این را هم یادتان باشد که شکست شما ممکن است ناشی از شرایط باشد، نه ناشی از اشتباه شما. مثلا ممکن است شما نتوانید در میان بحث دو نفر دیگر وارد شوید و آن ها را همراهی کنید تنها به این علت که بحث آن ها خصوصی بوده و یا ممکن است سر صحبت را با کسی باز کرده باشید که او در آن لحظه به گرفتاری ها و مشکلات دیگر زندگی اش فکر می کرده و اصلا دل و دماغ صحبت کردن نداشته است و… به هر حال، سعی کنید از هر شکست تان، مثل نابغه ها، درس تازه ای بگیرید و آن درس تازه را در تمرین های بعدی به کار ببندید.

۱۲- همیشه آماده و به روز باشید. مطلع و گوش به زنگ. کتاب بخوانید، روزنامه، مجله، اینترنت و… اخبار روز دنیا را پیگیری کنید. اخبار هنری، فرهنگی، علمی، سیاسی و… داشتن این اطلاعات به شما کمک می کند که همیشه حرف های شنیدنی در آستین داشته باشید. سوال های حاضر و آماده هم غنیمت هستند. از این قبیل سوال ها همیشه همراه داشته باشید.
طرح یک سوال صمیمانه و مودبانه معمولا نقطه ی شروع مناسبی برای ورود به بحث دیگران است و هر قدمی هم که برای چنین هم کلامی هایی بردارید، مطمئنا قدم بعدی آسان تر و آسان تر می شود.
از سلیقه ها و علاقه های دوروبری های تان هم باید باخبر باشید. این طوری راحت تر می توانید هم صحبت شان شوید.
وقتی می خواهید سر صحبت را با یک جماعتی باز کنید یا وقتی که می خواهید در یک بحث گروهی شرکت کنید، باید این را ارزیابی کنید که آیا آن ها هم مایل هستند حرف های شما را بشنوند و اصلا آیا شما خوب به حرف های آن ها گوش داده اید یا نه. بی محابا حرف شان را قطع نکنید. بهتر است مودبانه و آرام آرام به هر بحثی وارد شوید.

۱۳- خودتان را درست کنید. با دیگران(لا اقل فعلا) کاری نداشته باشید. نمی توانید همه را مجبور کنید همان طوری که شما دل تان می خواهد رفتار کنند. نمی توانید همه را وادار کنید نسبت به حرف ها و رفتارهای شما همان طوری واکنش بدهند که شما دوست دارید. چرا که اولا همه ی آدم ها مثل هم نیستند و مثل هم فکر نمی کنند و ثانیا آن چه مهم است، تلاش و تمرین شما است و توجه به این نکته که آیا شما دارید کارتان را درست انجام می دهید یا نه.
انتظار نداشته باشید وقتی که در یک مهمانی، کنجی نشسته اید و با هیچ کس حرف نمی زنید، دیگران بیایند و شما را از پوسته ی تنهایی بیرون بیاورند. خودتان هم باید کمک کنید. انجام دادن تمرین هایی که از آن ها حرف می زنیم، به عهده ی خودتان است، نه دیگران. ضمنا حواس تان به این نکته هم باشد که سطح توقع تان را از دیگران تصحیح کنید. در هر مهمانی، ممکن است که بغل دستی شما هم خودش خجالتی باشد؛ نزدیک به ۵۰ درصد آدم ها، کم و بیش، با درجات مختلفی، خجالتی هستند. پنجاه درصد یعنی نصف آدم های هر جمع. کم نیست! شما هیچ وقت در اقلیت نیستید.
قرار نیست که یک شبه متحول شوید و ناگهان تبدیل بشوید به آدم بذله گو و پُرحرفی که مجلس آرایی می کند و… این حتی با تلاش شما هم به سرعت به دست نمی آید. آدم ها ذات شان با همدیگر فرق دارد. اما معاشرتی شدن، یک مهارت است که با تمرین به دست می آید. به مهارت های ضد خجالت هم باید یکی یکی تسلط پیدا کنید. وقتی انرژی تان را در هر مقطع زمانی روی یک یا دو مهارت به خصوص می گذارید خیلی زودتر به نتیجه می رسید. مثلا پیش دستی در سلام گفتن را باید تمرین کرد. وقتی به آن تسلط پیدا کردید، شروع به صحبت با لبخند را تمرین کنید. ارتباط چشمی، دویدن به دنبال کمک به دیگران، کمک به سایر خجالتی های جمع، تعریف های به جا و … هم همین طور.
به دست آوردن یک مهارت ممکن است یک سال طول بکشد، در حالی که به دست آوردن یک مهارت دیگر، ممکن است فقط دو روز وقت تان را بگیرد. هر چه سخت تر به دست بیاورید، سخت تر از دست می دهید. این یادتان باشد!





نویسنده : قلم سفید ♣♣ تاریخ : سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390 ♣♣ موضوع : ♣♣


خجالتی های جمع را پیدا کنید و با آن ها همان طوری رفتار کنید که دل تان می خواهد با شما رفتار شود. با سوال های صمیمانه تان، آن ها را به صحبت کردن وادار کنید و جواب های شان را با رغبت بشنوید. این کار، هم برای معاشرتی تر شدن آن ها مفید است، هم برای خودتان یک تمرین تمام عیار مجلس آرایی است. شروع کنید و ببینید که چه قدر روی خودتان تاثیر می گذارد!

۴- وقتی به یک محفل رودربایستی دار، مثلا به یک مهمانی رسمی، دعوت می شوید، وقت تان را طوری تنظیم کنید که زود برسید. این نکته در عین سادگی، بسیار مهم است. حداقل فایده اش این است که با سنگینی فضای جلسه، زودتر آشنا می شوید و کم کم ترس تان از آن جمع می ریزد. امتحان کنید! وقتی یک جمع خلوت در حضور شما آرام آرام شلوغ می شود، حس خجالت تان خیلی کم تر است نسبت به وقتی که ناگهان به یک مجلس شلوغ وارد می شوید. معمولا آن هایی که دیرتر به چنین محافلی وارد می شوند، استرس بیشتری را پشت سر می گذارند و آن هایی که زودتر می رسند، راحت تر با تازه واردها ارتباط برقرار می کنند.

۵- از هم صحبت خود تعریف کنید. این که دیگر کاری ندارد. هم آسان است، هم فوق العاده موثر. اغلب آدم ها وقتی ازشان تعریف می کنید، ذوق می کنند و بیشترشان آن قدر ذوق می کنند که به هیچ قیمتی حاضر نمی شوند هم صحبتی با شما را از دست بدهند. البته هنگام اجرای این تکنیک باید مواظب مغزتان هم باشید؛ چرا که ممکن است جای دندان های کسی که از او تعریف کرده اید، رویش باقی بماند. ضمنا هنگام تعریف و تمجید از این و آن، به هیچ وجه لازم نیست دروغ بگویید. اگر کمی دقت کنید، مطمئنا در هر آدمی بالاخره یک چیزی پیدا می کنید که قابل تعریف باشد. البته تعریف های تان هم نباید خیلی بی ربط باشد. مثلا وقتی کسی دارد درباره یک موضوع فلسفی با شما صحبت می کند، خیلی بی ربط است اگر بگویید: پیراهن تان چقدر قشنگ است! مثلا بهتر است خودتان را به موضوع مورد بحث، علاقه مند نشان بدهید و از جالب بودن آن موضوع صحبت کنید.

۶- نقش آفرینی کنید. نقش آفرینی، یک اسلحه مخفی است که حتی مطمئن ترین و با اعتماد به نفس ترین آدم هایی هم که شما سراغ دارید، از آن بهره می گیرند. شما دل تان می خواهد وقتی به یک جمع وارد می شوید، چگونه رفتار کنید؟ مطمئن؟ با لبخند باز؟ صمیمانه؟ خوش برخورد؟ و…؟ خب، همه ی این ها را می توانید در خلوت خودتان و در مقابل آینه تمرین کنید. همه ی ما آدم ها کمی تا قسمتی بازیگریم. نقش آفرینی جلوی دوربین شاید کار آسانی نباشد (من واقعا نمی دانم سخت است یا آسان)؛ ولی نقش آفرینی در خلوت و در مقابل آینه را مطمئن هستم که کار آسانی است. تمرین های مکرر این چنینی، ناخودآگاه تان را به همان سمتی می برد که بیشتر تمرینش را می کنید و کم کم شما همانی خواهید شد که دل تان می خواهد.

۷- هیچ وقت هیچ کس را تحقیر نکنید و خصوصا در حضور جمع از چنین کارهایی پرهیز کنید. همه ی ما آدم ها به آرامش و کمک دیگران احتیاج داریم؛ نه به دشمنی و آزار و اذیت شان. مطمئنا وقتی شما کسی را تحقیر یا مسخره کنید، او هم به دنبال بهانه ای خواهد گشت تا این لطف شما را جبران کند! انرژی منفی برای این و آن نفرستید تا انرژی منفی برای تان نفرستند. موقع انتقاد کردن از این و آن هم، یادتان باشد که نباید از هیچ کس در حضور جمع با تندی و خشونت انتقاد کنید. وقتی ارتباط تان با دور و بری ها دوستانه و صمیمانه باشد، آن ها هم برای رفع این جور مشکلات و از جمله برای رفع این حس خجالت درونی به شما کمک خواهند کرد.

۸- خیلی هم ایده آل گرا نباشید! قرار نیست با هر جوکی که شما تعریف می کنید، همه غش و ریسه بروند. قرار نیست با هر حرفی که می زنید، همه به به و چه چه کنند. برای هیچ کس دیگری هم قرار نیست چنین اتفاقی بیفتد. مطمئن باشید که دیگران هم استانداردهای شان را این قدر دست بالا تعریف نمی کنند. وقتی در یک جمع حضور دارید، کسی از شما انتظار ندارد که فوق العاده باشید. برای جمع، این مهم است که شما با آن ها همراه باشید، فقط همین! این را هم یادتان باشد که خیلی از خانم ها و آقایان اصلا با آدم های پُرحرف و شوخ و مجلس آرا میانه ی خوبی ندارند و یک خبر خوب دیگر برای خجالتی های عزیز: سکوت و کم حرفی شما را معمولا به پای فروتنی، حجب و حیا و بزرگ منشی تان می گذارند و چه صفتی بهتر از این چند صفت؟ راستی یادتان باشد که، در ملاقات اول تان با هیچ کس زیاد حرف نزنید و اطلاعات شخصی تان را رو نکنید. چه ل***ی دارد؟ این کار را متاسفانه بعضی ها برای پنهان کردن آن حس خجالت درونی شان انجام می دهند، غافل از این که دیگران، این کار را غالبا این طور تفسیر و تعبیر می کنند که فاعلان این فعل، آدم های کم ظرفیت و سرخورده یا آدم های گوشه گیر و تنهایی هستند.

۹- ارتباط چشمی در برقراری یک ارتباط موثر، خیلی مهم است. حتما به چشم طرف مقابل تان نگاه کنید. چه وقتی دارید صحبت می کنید، چه وقتی که دارند با شما صحبت می کنند. این ارتباط چشمی را ترجیحا با یک لبخند ملایم و حالت دوستانه همراه کنید. اگر به هر دلیلی از برقراری یک ارتباط چشمی مناسب ناتوان هستید، سعی کنید به پیشانی طرف مقابل تان نگاه کنید. از معجزه ی نفس های عمیق هم غافل نشوید؛ چون به هنگام حملات استرس واقعا سودمند است. عادت کنید که با نفس های عمیق، آرامش را به وجودتان برگردانید. این تمرین را می توانید خیلی راحت در حضور جمع، بارها و بارها انجام بدهید. مطمئن باشید که هیچ کس نمی فهمد این کار شما چه معنایی دارد. باور کنید که اصلا کسی حواس اش به شما نیست. راحت باشید.

۱۰- اگر خجالتی باشید، احتمالا تنهایی را به فعالیت های جمعی ترجیح می دهید. خب، می توانید، از این فرصت مغتنم استفاده کنید و چیزی یاد بگیرید. آدم هایی که تنهایی را دوست دارند، معمولا روحیه شان با هنرآموزی جور است. روی یک هنر متمرکز شوید و آن را خوب یاد بگیرید. موسیقی، نقاشی، خطاطی و هنرهای دیگر، اعتماد به نفس تان را به وضوح افزایش خواهد داد. تا می توانید کتاب بخوانید و اطلاعات کسب کنید. روزنامه، مجله، برنامه های آموزشی، اینترنت و… به زودی، روزی می آید که باید حرفی برای گفتن داشته باشید. خودتان را برای آن روز آماده کنید.

۱۱- شکست های تان را تدبیر کنید. وقتی دارید برای کسب مهارت های ضد خجالت تلاش می کنید، یادتان باشد که مثل هر تلاش دیگری، ممکن است شکست هایی هم در سر راه تان باشد. ولی قرار نیست شما از میدان فرار کنید. تا رسیدن به پیروزی نباید دست از تلاش بردارید.

فراموش نکنید که نوابغ هم بارها و بارها در مسیر تلاش های شان شکست خورده اند؛ اما دست از کار نکشیده اند. این را هم یادتان باشد که شکست شما ممکن است ناشی از شرایط باشد، نه ناشی از اشتباه شما. مثلا ممکن است شما نتوانید در میان بحث دو نفر دیگر وارد شوید و آن ها را همراهی کنید تنها به این علت که بحث آن ها خصوصی بوده و یا ممکن است سر صحبت را با کسی باز کرده باشید که او در آن لحظه به گرفتاری ها و مشکلات دیگر زندگی اش فکر می کرده و اصلا دل و دماغ صحبت کردن نداشته است و… به هر حال، سعی کنید از هر شکست تان، مثل نابغه ها، درس تازه ای بگیرید و آن درس تازه را در تمرین های بعدی به کار ببندید.

۱۲- همیشه آماده و به روز باشید. مطلع و گوش به زنگ. کتاب بخوانید، روزنامه، مجله، اینترنت و… اخبار روز دنیا را پیگیری کنید. اخبار هنری، فرهنگی، علمی، سیاسی و… داشتن این اطلاعات به شما کمک می کند که همیشه حرف های شنیدنی در آستین داشته باشید. سوال های حاضر و آماده هم غنیمت هستند. از این قبیل سوال ها همیشه همراه داشته باشید.
طرح یک سوال صمیمانه و مودبانه معمولا نقطه ی شروع مناسبی برای ورود به بحث دیگران است و هر قدمی هم که برای چنین هم کلامی هایی بردارید، مطمئنا قدم بعدی آسان تر و آسان تر می شود.
از سلیقه ها و علاقه های دوروبری های تان هم باید باخبر باشید. این طوری راحت تر می توانید هم صحبت شان شوید.
وقتی می خواهید سر صحبت را با یک جماعتی باز کنید یا وقتی که می خواهید در یک بحث گروهی شرکت کنید، باید این را ارزیابی کنید که آیا آن ها هم مایل هستند حرف های شما را بشنوند و اصلا آیا شما خوب به حرف های آن ها گوش داده اید یا نه. بی محابا حرف شان را قطع نکنید. بهتر است مودبانه و آرام آرام به هر بحثی وارد شوید.

۱۳- خودتان را درست کنید. با دیگران(لا اقل فعلا) کاری نداشته باشید. نمی توانید همه را مجبور کنید همان طوری که شما دل تان می خواهد رفتار کنند. نمی توانید همه را وادار کنید نسبت به حرف ها و رفتارهای شما همان طوری واکنش بدهند که شما دوست دارید. چرا که اولا همه ی آدم ها مثل هم نیستند و مثل هم فکر نمی کنند و ثانیا آن چه مهم است، تلاش و تمرین شما است و توجه به این نکته که آیا شما دارید کارتان را درست انجام می دهید یا نه.
انتظار نداشته باشید وقتی که در یک مهمانی، کنجی نشسته اید و با هیچ کس حرف نمی زنید، دیگران بیایند و شما را از پوسته ی تنهایی بیرون بیاورند. خودتان هم باید کمک کنید. انجام دادن تمرین هایی که از آن ها حرف می زنیم، به عهده ی خودتان است، نه دیگران. ضمنا حواس تان به این نکته هم باشد که سطح توقع تان را از دیگران تصحیح کنید. در هر مهمانی، ممکن است که بغل دستی شما هم خودش خجالتی باشد؛ نزدیک به ۵۰ درصد آدم ها، کم و بیش، با درجات مختلفی، خجالتی هستند. پنجاه درصد یعنی نصف آدم های هر جمع. کم نیست! شما هیچ وقت در اقلیت نیستید.
قرار نیست که یک شبه متحول شوید و ناگهان تبدیل بشوید به آدم بذله گو و پُرحرفی که مجلس آرایی می کند و… این حتی با تلاش شما هم به سرعت به دست نمی آید. آدم ها ذات شان با همدیگر فرق دارد. اما معاشرتی شدن، یک مهارت است که با تمرین به دست می آید. به مهارت های ضد خجالت هم باید یکی یکی تسلط پیدا کنید. وقتی انرژی تان را در هر مقطع زمانی روی یک یا دو مهارت به خصوص می گذارید خیلی زودتر به نتیجه می رسید. مثلا پیش دستی در سلام گفتن را باید تمرین کرد. وقتی به آن تسلط پیدا کردید، شروع به صحبت با لبخند را تمرین کنید. ارتباط چشمی، دویدن به دنبال کمک به دیگران، کمک به سایر خجالتی های جمع، تعریف های به جا و … هم همین طور.
به دست آوردن یک مهارت ممکن است یک سال طول بکشد، در حالی که به دست آوردن یک مهارت دیگر، ممکن است فقط دو روز وقت تان را بگیرد. هر چه سخت تر به دست بیاورید، سخت تر از دست می دهید. این یادتان باشد!





نویسنده : قلم سفید ♣♣ تاریخ : سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390 ♣♣ موضوع : ♣♣


داشتم تو سایت های مختلف دنبال یک ام پی تری مناسب میگشتم که اول گزینه تبلیغی آی پاد شافل بود همون آی پادی که استیو جابز بدبخت مرحوم ایده هاشو میداد با قیمت های گوناگونی که مثل همیشه مطمئنا نصف اون قیمت توی بازار هست رو برو شدم 23 تومن 28 تومن 19 تومن و آخری 14 تومن

هرچی فکر کردم خدای من پول رم 2 گیگ میشه 14 تومن چطوری ام پی تری محصول اپل میشه 14 تومن.رفتم سایت اپل دیدم نوشته 46 دلار سایت آمازون هم همین بود....

آخر مجبور شدم زنگ بزنم به اون فروشگاهی که با قیمت14 تومن میداد گفتم اپل میده 46 دلار گفت کجا؟

گفتم هیچی آقا شرکت اصلیش میده 50 تومن .گفت ما عمده میخریم(40 دلار تخفیف از یک محصول 46 دلاری)

گفتم شما اینا رو از کجا میارین...؟

گفت از گمرگ گرجستان....

جالب اینجاست اپل محصولی به نام آی پاد شافل ال سی دی دار نزده اما دوستان ایده هاشون از استیو هم بالاتر رفته و ال سی دی دار و رادیو دارش رو هم زده بودن

جالب این بود که طرف وقت نکرده بود تبلیغی که از یک جا کپی کرده بود رو تصحیح کنه

تو تبلیعات آی پاد تصویری نوشته بود :"اپل آی پاد شافل دارای قابلیت انحصاری گوش دادن به موسیقی می باشد به همین دلیل صفحه نمایشی برای این سری دستگاه های آی پاد وجود ندارد"

بهم گفت من از صبح، (من ساعت 10 صبح بهش زنگ زدم) 5 تا فقط تصویری فروختم)، این روحیه تمام انسان هاست که چیز ارزونتر میخوان اما خوب گفتن که فقط یک ایرانی میتونه محصولی که یه کارخونه اصلا تولید نکرده رو با همون مارک بخره




نویسنده : قلم سفید ♣♣ تاریخ : پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1390 ♣♣ موضوع : ♣♣


همان گونه که شاهد بودیم در چند ماهه اخیر بیداری اسلامی در بین مردم کشورهای عربی رخ داد و چکشی بود بر سر حکام ظالم و اربابانشان که همان صهیونیسم جهانی می باشد و در راس مجریان این امر آمریکا و اسرائیل.البته به این دلیل که دشمن در هر زمان آمادگی خود را اثبات کرده است زمانیکه این بیداری را مشاهده کرد با وجود نقش بر آب شدن نقشه های گذشته شان استراتژی هایی را طرح کرد که از این انقلاب ها بجای ضرر سودببیند و به نفع خود خون هزاران انقلابی را بنوشد.

ادامه مطلب را دنبال کنید...

نویسنده : قلم سفید ♣♣ تاریخ : یکشنبه بیست و سوم مرداد 1390 ♣♣ موضوع : ♣♣




مطلب کامل در سایت 313 سردار

اين يک واقعيت است که فاصله حرم امام حسين(ع) با حرم حضرت عباس(ع) و فاصله بين صفا و مروه معادل 378 متر است.  
    ازدرب شرقي حرم مطهرامام حسين عليه السلام خارج شده وارد بين الحرمين که مي شوي و از آنجا که عبور کرده وارد حرم اباالفضل العباس عليه السلام مي شوي، فاصله بين دو بارگاه حدود 378 متراست و هنگامي که در حال سعي بين صفا و مروه هستي بايد همين فاصله را طي کني.
گفتني است بين الحرمين ميدان جنگ در روز عاشورا بوده و نزديک حرم اباالفضل العباس عليه السلام محل استقرارسپاهيان يزيد لعنه الله عليه بوده است.
در زير مي توانيد تصاويري که با استفاده از گوگل ارث گرفته شده را مشاهده و ميزان فاصله را تطبيق دهيد.

 




نویسنده : قلم سفید ♣♣ تاریخ : سه شنبه هجدهم مرداد 1390 ♣♣ موضوع : ♣♣


آغاز ماه مبارک رمضان چند سالی است که با شروع لیگ های مطرح فوتبال در سرتاسر جهان و سایر رشته ها همزمان شده و این خود دلیلی شده تا اتفاقی میمون به نام روزه داری، محلی برای اختلاف نظر مربیان و مسئولان با بازیکنان مسلمان تیم ها باشد.


ایران:مسابقات لیگ هم زمان با شروع ماه رمضان آغاز شده و بازیکنان بدون هیچ ترسی به خوردن و آشامیدن در هنگام تمرین می پردازند و اگر فردی همچون آجرلو به اینن کارها اعتراض نماید از فوتبال پرت میشود بیرون

اما سایر نقاط جهان:

1-اروپا و آمریکا:

شاید برای بسیاری از علاقه مندان به فوتبال جالب باشد که بدانند مردانی چون فرانک ریبری، کریم بنزما، سمیر نصری، زلاتان ابراهیموویچ، اریک آبیدال، برادران توره و ... همگی در ماه مبارک رمضان با دهان روزه در تمرینات سخت و حرفه ای تیم های باشگاهی خود حضور پیدا می کنند. البته دامنه روزه داری در ماه مبارک رمضان به فوتبالیست های مطرح جهان که مسلمان هستند، ختم نمی شود بلکه در فوتبال آمریکایی که طرفداران زیادی در ایالات متحده آمریکا دارد ستاره ای چون حمزه عبدا... با روزه داری در این ماه مبارک به اسطوره طرفداران مسلمان تیمش در لیگ حرفه ای تبدیل شده است. از سوی دیگر می توان به نام های مطرح دیگری در این ورزش اشاره کرد. مردانی چون عبدالکریم و ریان حارث که روزه داری را در میان ورزشکاران این رشته در ایالات متحده به راستی معنی کرده اند.

در رشته بسکتبال و در لیگ حرفه ای آمریکا نیز ستارگانی هستند که در ماه مبارک روزه داری می کنند و در میادین مسابقه نیز خوش می درخشند. شریف عبدالرحیم، حکیم اولاجون، ارشد والاس و راجون روندو بسکتبالیست های مطرحی هستند که دل از روزه داری نمی کنند.


گزارش آس اسپانيا از ماه رمضان در لاليگا :


تعصب اين بازيكنان در رعايت مسائل ديني با وجود سختي آن باعث شده هواداران رئال مادريد نيز به احترام اين بازيكنان تا قبل از غروب آفتاب چيزي نخوردند و همراه با آنان در ميادين و خيابان‌هاي منتهي به برنابئو جشن رامادان برگزار كرده و غذا بخوردند.
با آغاز ماه رمضان بازيكنان مسلمان شاغل در لاليگا روزه مي‌گيرند و اين حركت ديني بازيكنان تبعيت و همراهي هواداران تيم‌هاي آنها را نيز در پي داشته است.



به گزارش فارس و به نقل از آس اسپانيا، اكثر تيم‌هاي حاضر در ليگ فوتبال اسپانيا بازيكنان مسلمان دارند و در ماه رمضان كه به خاطر تلفظ خاصش در زبان اسپانيايي به رامادان معروف است با فرهنگ رمضان گره مي‌خورند.

هر چند پزشكان برخي تيم‌ها همچنان با روزه گرفتن بازيكنان مسلمان مشكل دارند و معتقدند رژيم غذايي آنها به هم مي‌ريزد اما در كل بايد رمضان را جزيي از لاليگا دانست كه توسط مردم اسپانيا مورد قبول واقع شده و به خصوص در چند سال اخير استقبال خوبي از طرف مردم صورت گرفته است.

به عنوان مثال در تيم رئال مادريد بازيكناني مثل محمد ديارا و لاسانا ديارا و همچنين بازيكن فرانسوي تازه وارد اين تيم كريم بن‌زما مسلمان بوده و از امروز با وجود حضور در تمرينات فشرده و بسيار سخت تيم روزه گرفتند.

تعصب اين بازيكنان در رعايت مسائل ديني با وجود سختي آن باعث شده هواداران رئال مادريد نيز به احترام اين بازيكنان تا قبل از غروب آفتاب چيزي نخوردند و همراه با آنان در ميادين و خيابان‌هاي منتهي به برنابئو جشن رامادان برگزاركرده و غذا بخوردند

 

 


دو ستاره ايراني اوساسونا يعني جواد نكونام و و مسعود شجاعي نيز زير ذره بين روزنامه‌هاي اسپانيايي قرار دارند و رفتار ديني آنها مي‌تواند براي مردم پامپلونا الگو‌ساز و تاثيرگذار باشد.
در منطقه آندولس اسپانيا كه مسلمانان بيشتري زندگي مي‌كنند رمضان نمود بيشتري دارد و بازيكنان مسلمان تيم‌هاي رئال بتيس و سويا نظير كانوته به صورت داوطلبانه و به نوبت مراسم افطاري در مساجد آندولس برگزار مي‌كنند

 

 


شاید مورینیو در زمان مربیگری اش در اینتر از مونتاری انتقاد کرد ولی این بازیکن غنایی با آرامش خود باعث شد تا آقای خاص تن به خواسته بازیکن مسلمان تیم خود دهد و از روزه به عنوان یک فعالیت مذهبی قابل احترام یاد کند. حتی کار تا جایی پیش رفت که محمد نورداکان، رهبر مسلمانان ایتالیا از این مربی پرتغالی به نیکی یاد کرد و اشتباه اول او را روی اطلاعات ناکافی اش از دین مبین اسلام گذاشت.

از دیگر موارد جالب توجه در خصوص همزمانی روزه داری و انجام ورزش حرفه ای، گلزنی یک بازیکن روزه دار در رقابت های سری A ایتالیا بود. در فصل گذشته و در جدال 2 تیم سینه نا و میلان، عبدالقادر غزال، بازیکن الجزایری تیم سیه نا توانست با زبان روزه به حریف نام آشنا گل بزند و نشان دهد که روزه داری هیچ تاثیر منفی روی عملکرد او طی رقابت های سری A در ماه رمضان نخواهد گذاشت

 


به گزارش سات خبري "دنيا الوطن" مدير فني باشگاه "سويا" تمرينات اين تيم را طوري ترتيب ديده است كه با وقت نماز دو بازيكن مسلمان اين باشگاه تداخل پيدا نكند.

مدير فني باشگاه، تمرينات را در ۵ روز هفته به صورت صبح و عصر تدارك ديده است به طوري كه با زمان اذان ظهر و مغرب تداخلي پيش نيايد.

گفتني است كه اين باشگاه دو بازيكن مسلمان به نام هاي " عمر كانوته" و " محمود دابو" دارد كه البته "كاتونه" پيش از اين هم با پوشيدن لباس فلسطين در بازي هاي تيم، شهرت جهاني پيدا كرده بود.

مسئله قابل تأمل در اين جا اين است كه چه طور مي شود يك باشگاه اسپانيايي تمرينات تيم خود را با زمان عبادت دو بازيكن مسلمان خود تنظيم مي كند اما مسئولين ورزش ما حتماً بايد بازي ها را وسط پخش اذان تدارك ببينند؟!

.


کانوته: مسلمانی بدون تعارف!

یکی دیگر از چهره های مطرح جهان فوتبال که یک مسلمان واقعی است و به تمامی فرایض دینی خود مو به مو عمل می کند. فردریک کانوته، اهل کشور مالی و عضو باشگاه سویا اسپانیاست. او به قدری به فرایض دینی خود اهمیت می دهد که در فصل 2007- 2006 حاضر نشد پیراهن تیم سویا که آرم تبلیغاتی یک شرکت شرط بندی روی آن نقش بسته بود را بر تن کند و مسئولان باشگاه را مجبور کرد که برای او پیراهنم بدون آن آرم تبلیغاتی سفارش دهند.


کانوته یک مسلمان واقعی است که در ماه مبارک رمضان با سر تعظیم فرود آوردن در برابر فرمان خداوند بزرگ یک ماه روزه داری می کند و جالب این است که بهترین بازی های خود را در همین ماه به نمایش می گذارد. به گفته خود این بازیکن، او با خواندن قرآن در این ماه ضمن کمک گرفتن از خداوند از نظر روحی نیز به شرایط ایده آلی می رسد که می تواند او را در تمرینات و میادین مسابقه بسیار کمک کند.

گفتنی است در دیدار سوپر جام باشگاه های اسپانیا که با قهرمانی بارسلونا به پایان رسید کانوته دو گل را در حالی که آن روز اقدام به اطاعت فرمان خدا کرده بود وارد دروازه بارسلونا کرده بود.


افطاری باشگاه چلسی با حمایت آنلکا



نیکولاس آنلکا مهاجم فرانسوی تیم چلسی نیز بر روزه داری در ماه مبارک تاکید بسیار دارد و حتی دوستان مسلمان خود در لیگ برتر انگلستان را به انجام این فریضه الهی فرا می خواند. عبدل سلیم بلال یا همان نیکولاس آنلکا توانسته است نظر مسئولان تیم چلسی را به اسلام عوض کند تا جایی که در ماه مبارک رمضان نه تنها عرصه را به مسلمانان تیم تنگ نمی کنند، بلکه به آن ها کمک هم می کنند و در چند نوبت، کار پذیرایی از هواداران مسلمان این تیم در زمان افطار را نیز برعهده گرفته اند.

 

 

 

ترکیه:
به گزارش خبرگزاري فارس و به نقل از روزنامه تكويم، محمدعلي آيدينلار كه هفته قبل اعلام كرد اين مسابقات با تاخير يك ماهه شروع خواهد شد، روز گذشته اظهار داشت يكي از عواملي كه در اين تصميم موثر واقع شده، توجه به مساله روزه و عبادت در اين ماه عزيز است.
وي گفت: با توجه به اين كه در اواسط تابستان هستيم و درجه حرارت گاه به 50 درجه نيز مي‌رسد، همين امر مشكلاتي را براي هواداران و بازيكنان به دليل گرفتن روزه ايجاد مي‌كند. از اين رو با همفكري مديران چنين تصميمي اتخاذ شد.

وي افزود: فوتبال تركيه از هر جهت نياز دارد فضاي سالمي پيدا كند. تحت اين شرايط، توجه به باورهاي ديني نيز دراولويت است. فصل جديد رقابت‌هاي باشگاهي تركيه (سوپرليگي) تحت تاثير مسائل رشوه و تباني با تاخير يك‌ماهه روبه‌رو شد.
اين اظهارات در شرايطي عنوان شد كه در سه هفته اخير محبوب‌ترين ورزش اين كشور تحت ثاثير موج دستگيري بيش از 80 نفر بازيكن، مدير، مربي قرار گرفت. اتفاقي تلخ كه باعث خشم و ناراحتي هواداران متعصب ترك شد.

اتحاديه فوتبال اين كشور به منظور پاك‌سازي محيط ورزش با همكاري قوه قضايي اين كشور، تصميم به برگزاري توام با تاخير فصل 2011-2012 كرد.
به اين ترتيب فصل جديد به جاي 7 اوت (‌يكشنبه 16 مرداد) از تاريخ 9 سپتامبر (جمعه 18 شهريور) آغاز خواهد شد

 




نویسنده : قلم سفید ♣♣ تاریخ : دوشنبه دهم مرداد 1390 ♣♣ موضوع : ♣♣


من اینا رو کپی پیست کردم و همشو نخنوندم مسئولیتش با خودتون


ادامه مطلب را دنبال کنید...

نویسنده : قلم سفید ♣♣ تاریخ : چهارشنبه بیست و نهم تیر 1390 ♣♣ موضوع : ♣♣


 خبرورزشی نوشت:
مجید فرجی خبرنگار جوان کرجی که همراه با روح‌الله داداشی در صحنه قتل او حضور داشت در مورد این اتفاق گفت: «حدود ساعت 12:05 شب بود که روح‌الله با آزرای مشکی‌اش امد در خانه ما در خیابان مالک اشتر تا با هم برویم بیرون. با هم رفتیم از یک سوپر مارکت خرید کردیم و آمدیم توی ماشین نشستیم. کمی که جلوتر رفتیم یک پراید مشکی با بوق‌های وحشتناک (که هنوز صدای آن در گوشم است) پشت ما قرار گرفت و مدام شروع کرد به بوق زدن. مشخص بود دنبال بهانه‌ای برای دعواست چون راحت می‌توانست رد شود. روح‌الله شیشه را پایین کشید تا ببیند طرف چه می‌گوید




ادامه مطلب را دنبال کنید...

نویسنده : قلم سفید ♣♣ تاریخ : سه شنبه بیست و هشتم تیر 1390 ♣♣ موضوع : ♣♣


گفته میشود ساعاتی قبل از مرگش رو ح الله داداشی در منزل یکی از نمایندگان مجلس بوده اما قبل تر از آن در برنامه فیتیله حضور پیدا کرده و خواندن لالایی مشغول بوده گویا خودش  برای خواب ابدی لالایی میخوانده


مشاهده مستقیم و دانلود




نویسنده : قلم سفید ♣♣ تاریخ : سه شنبه بیست و هشتم تیر 1390 ♣♣ موضوع : ♣♣


« پادشاه ترک سلجوقی به نام غیاث‌الدین کیخسرو که در آسیای صغیر حکومت می‌کرد، عاشق دختری گرجی می‌شود و اصرار می‌کند که «پیکر او را روی سکه‌های سیمین بنگارند.» اما چون زدن سکه با پیکر زن، از نظر مسلمین قبیح بود، با راهنمایی و ابتکار ستاره‌شناسان


ادامه مطلب را بخوانید



ادامه مطلب را دنبال کنید...

نویسنده : قلم سفید ♣♣ تاریخ : دوشنبه بیستم تیر 1390 ♣♣ موضوع : ♣♣


آخرین مطالب
13 راهکار بی نظیر برای اینکه خجالتی نباشید
13 راهکار بی نظیر برای اینکه خجالتی نباشید
فقط یه ایرانی میتونه آی پاد شافل ال سی دی دار بخره
انگلیس؛اعتراض یا پتوی خبری؟؟
میدانستید فاصله صفا و مروه و بین الحرمین مساوی هست؟+عکس
اختصاصی|مقایسه ماه رمضان در باشگاه های مختلف جهان
پ نه پ
شرح ماجرای واقعی کشتن روح الله داداشی
ویدئو | روح الله داداشی ساعاتی قبل ازمرگش
چگونه نماد شیر و خورشید در پرچم ایران به نشان الله تبدیل شد؟
توبه نامه از جنس سیاسی
عنوان رو پیدا کردم "تدی"
عینکم خوشگله؟؟؟؟؟؟

موضوعات سايت

پیوندهای روزانه

امکانات وب